استاد علی تجویدی هنرمند زبردست و خالق اثار ماندگاری که نوای سازش ملجا روح و روان بسیاری از مردمان این سرزمین شد و به اسطوره موسیقی کشور تبدیل شد .

ساز هنرمندی که بیماری را از مرگ نجات داد

او پیش از آنکه برای آموختن ویولن به کلاس استادان حسین یاحقی و ابوالحسن صبا راه یابد، نوازندگی فلوت کوچک6کلیده (پیکولو) را نزد استاد ظهیرالدینی آموخت و پس از ورود به مدرسه دارالفنون از محضر شادروان موسی خان معروفی بهره برد.

 

شیوه فلوت نوازی تجویدی مورد توجه قرارگرفت و چندبار در رادیو تکنوازی کرد. مدیر و معلمان مدرسه ای که درآن تحصیل می کرد نیز از نوازندگی وی خوششان آمده و همواره در جشنها و مناسبت ها از او دعوت می کردند.

 

فلوت مونس علی نوجوان شده بود و تحت هیچ شرایطی آن را از خود جدا نمی کرد و همواره در آستین کت و یا جورابش جای می داد.

 

زنده یاد تجویدی در خاطراتش اینگونه نقل می کند:

"15ساله بودم که به اتفاق دوستانم به بیرون شهر رفته و آنجا درس می خواندیم. از آنجایی که ازخانه دور می شدیم، معمولا بازگشتمان چندین ساعت به طول می انجامید و من در مسیر به نواختن فلوت می پرداختم."

استاد می افزاید:

"ساکنان خانه ها با شنیدن ساز من از خانه ها بیرون آمده و یا از پنجره سرک می کشیدند و می گفتند 'ساعت آمد.' علت این بود که چون این برنامه هر شب ما بود و در ساعت معینی به محله ای و در ساعتی دیگر به محله دیگری می رسیدیم لذا مردم عادت کرده بودند که در زمان معینی ساز مرا بشنوند و به همین مناسبت لقب'ساعت' را به من داده بودند."

اسطوره موسیقی ایرانی ادامه می دهد:

"شبی به اتفاق دوستانم از محله ای می گذشتم متوجه شدم که خانمی روی سکوی خانه اش نشسته و در حالیکه با شنیدن صدای فلوتم به شدت گریه می کرد به سراغم آمد وگفت دختری دارم که به سختی بیمار و در خانه بستری است و قادر به حرف زدن نیست. پزشک معالجش از بهبود او قطع امید کرد.اما زمانی که می توانست صحبت کند همیشه می گفت مادر بگو ساعت بیاید و برایم فلوت بزند. حالا من از شما خواهش می کنم که به خانه ام بیایید و برای او کمی بنوازید."

تجویدی می افزاید:

"من حدود نیم ساعت بربالین دختر فلوت نواختم و به اتفاق دوستانم با نهایت تاثر از خانه بیرون آمدیم.روز بعد با تقاضای ان مادر نواختن موسیقی برای مدت یک هفته تکرار شد. روزی مادرش با خوشحالی بسوی من آمد و گفت از دیروز خونریزی بینی دخترم قطع شد و پزشک معالجش گفت روند بهبودی تنها به خاطر تاثیر نوای ساز است و این امر باید تا سلامت کامل دختر ادامه یابد."

استاد تجویدی اضافه کرد:

"سالها پس از این ماجرا نخستین آهنگم را به یاد این دختر که مهتاب نام داشت، 'شب مهتابی'نامیدم که از رادیو پخش شد."

 

تولد

استاد علی مختار تجویدی معروف به 'علی تجویدی'در پانزدهم آبانماه سال 1298 خورشیدی در خیابان ری تهران دیده به جهان گشود و از اوان کودکی زیر نظر مستقیم پدرش هادی خان تجویدی که خود هنرمندی بزرگ و از شاگردان ممتاز کمال الملک،نخستین استاد مینیاتور در ایران بود، قرار داشت. پدر علاوه بر نقاشی و مینیاتور با موسیقی هم آشنایی داشت و تار را نزد درویش خان فرا گرفته بود و علی را با این ساز آشنا ساخت.

 

علی تجویدی پس از رسیدن به مرحله نوجوانی و ورود به پیشاهنگی، نواختن فلوت و نت موسیقی را نزد آقای ظهیرالدینی و از شانزده سالگی ویولن را ابتدا زیر نظر آقای سپهری آموخت و سپس مدت 2 سال در محضر استاد حسین یاحقی به فرا گرفتن ردیف های موسیقی ایرانی مشغول شد.

 

وی پس از چندی به کلاس استاد صبا که از شاگردان نقاشی پدرش بود رفت و مدت هشت سال نزد ایشان به آموختن ویولن و سه تار همت گمارد و بنا به توصیه وی برای تکمیل تکنیک نواختن ویولن، آشنایی با موسیقی غرب و استحکام انگشتان و آرشه چند سالی را نزد ملیک آبراهیمیان و بابگنتامبرازیان رفت.

 

تجویدی پس از آن برای تکمیل هنرموسیقی چندین سال به مطالعه در زمینه هارمونی و ارکستراسیون نزد هوشنگ استوار پرداخت به طوری که بسیاری از آهنگهایی که قبلا ساخته بود را شخصا برای ارکستر بزرگ تنظیم و اجرا کرد.

 

تجویدی به دلیل نزدیکی موسیقی ایرانی با ادبیات فارسی، فلسفه و عرفان شرق سعی کرد تحصیلاتش را در رشته ادبیات فارسی ادامه دهد لذا در کنارکار موسیقی ایرانی از مطالعه کتاب در این زمینه غفلت نورزید و در همین رشته فارغ التحصیل شد.

 

وی ضمن آموزش در محضر صبا، در کنار ایشان به تعلیم شاگردان می پرداخت و در کلاس آزاد موسیقی او در واقع سمت استادیار را به عهده داشت و پس از فوت آن شادروان نیز در هنرستان عالی موسیقی ملی، کار تعلیم ویولن تعلیم هنرجویان را به عهده گرفت.

آثار

استادعلی تجویدی به حق یکی از بزرگترین آهنگسازان معاصر این سرزمین است که شاهکارهای بیشماری در پهنه هنر موسیقی از خود به یادگار گذاشته است. ترانه های پرآوازه و دلنشین او که در آرشیو برنامه های گلها ضبط و نگاهداری شده یکی از گرانبها ترین میراث هنر این مرز و بوم محسوب می شود.

 

در این برنامه هنرمندان بزرگی از قبیل غلامحسین بنان، جلال تاج اصفهانی، اسماعیل ادیب خوانساری، محمود محمودی خوانساری، حسین قوامی، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، مهدی خالدی، همایون خرم، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، مرتضی محجوبی، رهی معیری، رحیم معینی کرمانشاهی، اسماعیل نواب صفا، بیژن ترقی، شهریار و... با او همکاری کردند.

 

ترانه هایی از قبیل 'مرا عاشقی شیداتوکردی'، 'شیرین بر'، 'آزاده ام'، 'سفر کرده'،'آتش کاروان'، 'آشفته حالی'، 'می گذرم'،'نه همزبانی'، 'دیدی که رسوا شد دلم'، 'صبرم عطا کن'، 'دیگر چه خواهی'،'پشیمانم'، 'کودکی'، 'آرزو گم کرده'، 'سرگردان'، 'به گذشته'، 'سوز وساز'، 'هستی سوز'، 'یادت می آید'، 'رفتم که رفتم'، 'به پاس محبت' و ده ها ترانۀپر آوازه و پربار دیگر که هر یک یادآور خاطره ای از گذشته های هنری این استاد ارجمند است. آثاری که نمایانگر استعداد شگرف و متعالی او در هنر آهنگسازی است که یاد آن هیچگاه از خاطر هنردوستان و شیفتگان عالم موسیقی اصیل ایرانی بیرون نخواهد شد.

تجویدی از زبان خودش

 

"من موسیقی را با خواندن آواز و نواختن نیلبک آغاز کردم و به رغم مخالفت پدرم، از وی بسیار بهره مندشدم و گاهی نیز دور از چشم او به تار و سه تارش دست می بردم. آنزمان گروه پیشاهنگی در کشور تاسیس شد و من در گروه هنری به عنوان نوازنده فلوت داوطلب شرکت دراین تشکل شدم."

استاد تجویدی همانند پدرش براین اعتقاد بود که هنرمندان همواره مورد بی مهری اجتماع وهیات حاکمه هستند وهنر توسط قدرتمندان و سرمایه داران استثمارمی شود و می گوید:

"پدرم هم به همین دلیل از هنرمند شدن من و برادرانم(محمد و اکبر) بجد ممانعت می کرد.هنوز به 14 سالگی نرسیده بودم که دور از چشم پدر ویولنی از پسر عمویم شادروان احمدنایب که ازشاگردان تار مرتضی خان نی داوود بود گرفتم. متاسفانه در همان اوان پدرم گرفتار کسالت عصبی شد و این بیماری سه سال طول کشید و سرانجام در 50 سالگی بدرود حیات گفت. "

استاد تجویدی می افزاید:

"یکسال پس از فوت پدرم برای آموختن ویولن نزد آقای سپهری از شاگردان علینقی وزیری رفتم سپس به کلاس استاد حسین یاحقی و بعد از 2سال و نیم به محضر استاد صبا راه یافتم. از ابهت استاد تحت تاثیر قرار گرفتم و پس ازفراغت ایشان از آموزش هنرجویان عرض کردم آمده ام خدمتتان تاشاگردیتان را بکنم.استاد پس از اینکه مرا به هنرجویان معرفی و ازفلوت زدنم تعریف کرد، دستور داد تا ویولن بنوازم. من نیز در کمال خجالت قطعه های در بیات ترک به روش استادحسین یاحقی نواختم. استاد صبا که طریقه نوازندگیم راپسندیده بود از آنروز آموزشم رابه عهده گرفت. درمدت سه سال کلیه ردیف های استاد را آموختم و کاملا به شیوه و تکنیک ایشان آشناشدم. "

تجویدی خاطر نشان کرد:

"روزی هفت هشت ساعت تمرین میکردم و برخی از قطعات دشوار را صدهابارتکرارمی کردم. پس از فراگیری همه ردیف های استاد صبا ایشان پیشنهادکردند درکنار نواختن ویولن،سه تار را نیز بیاموزم."

تجویدی ادامه داد:

"بین سالهای 1326-1327دررادیو همه شب نیم ساعت برنامه ای برای پخش اخبار ارتش اختصاص داشت و هر هفته یکبار به جای پخش خبر موسیقی ایرانی اجرا می شد. درآنزمان کلیه برنامه های رادیو به صورت زنده پخش می شد. از بنده برای شرکت در آن برنامه دعوت به عمل آمد و برای نخستین بار صدای ویولنم از این طریق پخش شد."

تجویدی گفت:

"استاد صبا با شنیدن ساز من از رادیو تشویق ام کرد و به شورای موسیقی رادیو نوشت: «تجویدی سالهای متمادی برای آموختن موسیقی به ویژه ویولن زحمت کشیده و از هرجهت شایستگی اجرای برنامه و تکنوازی ویولن را در رادیو دارد."

وی افزود:

"نخستین اثرم به نام 'شب مهتابی' با شعر دکتر منیره طه بود که اولین بار با صدای خود ایشان تحت عنوان شهرزاد از رادیو پخش شد و مورد توجه قرارگرفت. نخستین آهنگی که از من دررادیو پخش شد 'چه می شد' نام داشت که باشعرمعینی کرمانشاهی از این برنامه پخش شد."

 

"زمانی که برنامه گلها به همت روانشاد داوود پیرنیا پایگذاری شد،من از نخستین هنرمندانی بودم که در آن حضورداشتم و بجز تکنوازی آهنگ های زیادی را اجراکردم. اولین برنامه گلهاتوسط بنده،استادصبا و مرتضی خان محجوبی تهیه و اجرا می شد. بعدها با ورود استاد روح الله خالقی ارکسترگلهاگسترش یافت و من هم به همکاریم ادامه دادم."

 

درگذشت

استاد علی تجویدی در بیست و چهارم اسفند 1384در هشتاد و شش سالگی در پی یک دوره بیماری بدرود حیات گفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت.

 

از استاد علی تجویدی می توان در کنار استادان مهدی خالدی، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی و همایون خرم به عنوان یکی از پنج هنرمندی نام برد که با آفرینش بهترین و ماندگار ترین آثار تحول بزرگی در موسیقی ایرانی بویژه در دهه 40 خورشیدی بوجود آوردند.

 

منبع: خبرگزاری ایرنا