"اینجا تهیه کننده به معنای واقعی نداریم!"

کاوه یغمایی: هویت در موسیقی ایران از بین رفته است

گزیده‌ای از گفتگوی خبرنگار سایت رسانه نوا با سه هنرمند عرصه موسیقی پاپ و راک در باب وضعیت فعلی موسیقی ایران:

 

کاوه یغمایی:

"تمام کسانی که یک روزی در هنرستان عالی موسیقی تحصیل می‌کردند و من گمان می‌کردم که آینده موسیقی کشور را بسازند، امروز یا خارج از کشور هستند و یا متأسفانه گرفتاری‌های دیگری دارند. تمام کسانی که تا همین ۵ سال پیش فکر نمی‌کردم که اصلا بتوانند کار کنند، الآن در صنعت موسیقی حاضر و فعال هستند. یکی از دلایلی که باعث شده من با صنعت موسیقی در داخل کشور ارتباط نگیرم، همین مسأله است. البته نمی‌گویم که صنعت موسیقی، صنعت بدی است اما فقط مصرف داخلی دارد. در این شرایط، برخی از موزیسین‌های خوب مثل شهرام شعرباف یا شاهرخ ایزدخواه هم هستند که با هزار جور گرفتاری طرف شده‌اند و این گرفتاری‌ها باعث می‌شود که مدت‌ها کار نکنند. الآن پدر، برادر، همسر و خواهر من و تمامی دوستان و همکارانم کار نمی‌کنند."

 

"من معتقدم امروز می‌توانیم این قهر را تبدیل به آشتی کنیم. اگر مشکل اقتصادی است، قابل حل است. اگر مشکل ممیزی است، قابل رایزنی کردن است، اگر مشکل پخش است، قابل اصلاح است اگر مشکل ضبط و مسائل فنی است، قابل رسیدگی است. اگر مشکل نوازنده است، می‌شود از نوازنده مهمان خارجی استفاده کرد. به نظر من این که چه تصمیمی بگیریم و چگونه پیش برویم دیگر مربوط به خودمان است. "

شهرام شعرباف:

"هیچ چیز اینجا سرجایش نیست. بعد از ۱۲ سال مجوز گرفتم و بعد دیدم که در موسیقی ایران مشکل امثال من فقط مجوز نیست. دیدم که باید با تهیه‌کننده، ناشر، سالن، صدابردار، تکنسین و همه چیز جنگید و انرژی زیادی را صرف کار کرد. فکر کردم که اگر قرار باشد همینطور پیش بروم، کیفیت کارم سقوط خواهد کرد. تصمیم گرفتم که فعلاً کار نکنم و مشغول صدابرداری و کارهای فنی شوم. وضعیت صنعت موسیقی ایران خیلی دیمی شکل گرفته است. ما سال‌ها نبودیم و وقتی برگشتیم دیدیم که همه چیز باندبازی و مافیابازی شده است. حتی پاپ‌خوان‌ها مجبورند که اکیپ‌های مختلف تشکیل دهند و از خودشان حمایت کنند. تنها کسانی که در این بین بی پناه و بی کس مانده‌اند، موزیسین‌های سبک راک هستند. به خاطر همین ضعیف مانده است. همانطور که کاوه هم اشاره کرد، مشکل موسیقی راک با کار کردن فقط یک عده حل نمی‌شود و واقعاً یک نفره نمی‌شود این موسیقی را تکان داد. موسیقی راک هم باید یک مرکزیت پیدا کند و هسته‌ای برای آن تشکیل شود که همه در آن دور هم جمع شوند. من در این ۱۸ سال به تنهایی جنگیدم و آسیب دیدم. این‌طوری نمی‌شود به جایی رسید. این که ما امروز با هم کار می‌کنیم برای من در راستای جمع شدن کنار یکدیگر است."

کاوه یغمایی:

"مشکل اصلی این است که کشور ما در سطح بین‌المللی موسیقی پاپ ندارد، در حالی‌که در همه جای دنیا، قوی‌ترین، فعال‌ترین، مدرن‌ترین و ثرومندترین موسیقی، پاپ است."

کاوه یغمایی:

"در تهران ۱۰ میلیون نفری، یک خواننده نهایتاً بتواند طی چند شب، ۲۰ تا ۵۰ هزار نفر را به سالن کنسرت بکشاند. عده‌ای فکر می‌کنند که این مشکل به خاطر عدم رغبت مردم به موسیقی است، در حالی‌که همین مردم در فستیوال‌های ترکیه و دبی، بیشترین تماشاگران کنسرت‌های راجر واترز و خانم مدونا را تشکیل می‌دهند. بنابراین مردم ما شنونده‌های خیلی خوبی هستند اما موسیقی خوب برای آن‌ها تولید نمی‌شود. به نظرتان آیا اگر ما خوانندگان معروف کشورمان را به فستیوال دبی بفرستیم، امکان رقابت کردن با خوانندگان کشورهای دیگر را دارند؟ خیر. چون کشور ما موسیقی پاپ در سطح بین‌المللی ندارد و علت نداشتن یک موسیقی پاپ قوی هم، صنعتی نبودن موسیقی است. در کشور ما هیچ مرکزی برای آموزش فاکتورهای مختلف موسیقی از جمله تنظیم، نوازندگی، میکس و مستر و… وجود ندارد و در دانشگاه‌ها هم به این مسائل پرداخته نمی‌شود. شناخت آکادمیکی هم از سبک‌های مختلف ندارد. پاپ که یک چیز نیست یکی گرایش هیپ هاپ دارد، یکی فانکی می‌خواند، یکی جز می‌نوازد اما آیا ما دانش این موضوعات را داریم؟"

 

"الآن در موسیقی ایران فقط بحث بر سر کپی کردن است و همه تحقیق می‌کنند تا ببینند چه آهنگی در دنیا گرفته و بروند همان را کپی کنند. در واقع الآن اورجینالیتی در موسیقی ما از بین رفته، در حالی‌که اگر شما موسیقی خوانندگان قبل و ابتدای انقلاب را بشنوید، می‌توانید تشخیص دهید که این جنس از کار متعلق به کیست. آن‌وقت موسیقی خوانندگان امروزی را گوش می‌دهید و چند ساعت بعد از پخش آن متوجه می‌شوید که فلان ثانیه تا فلان ثانیه اثر از قطعه یک موزیسین خارجی کاور شده و اورتور ابتدایی آن هم برای یک موزیسین دیگر است! این نشان می‌دهد که تنظیم‌کننده‌های ما از دانش موسیقی مدرن خالی هستند. فقر دانش موسیقی در کشورمان وجود دارد. این موارد باعث می‌شود که ما الآن به جان موسیقی پاپی بیفتیم که نداریم! ما اگر موسیقی پاپ خوب داشتیم، خودمان هم در آن فعال بودیم اما موسیقی پاپ نداریم و هیچ رقابتی (از نوع سالم و حرفه‌ای) هم در این موسیقی وجود ندارد و در نتیجه نمی‌توان انتظار اتفاق عجیبی از موسیقی کشور داشت."

شهرام شعرباف:

"وقتی یک خواننده هر شب یک کار تکراری را با هر کیفیتی روی صحنه می‌برد و مخاطب هم هیچ ایرادی به او نمی‌گیرد، بنابراین پولش را می‌گیرد و همچنان هم به تنبلی و بی انگیزگی‌اش ادامه می‌دهد. شنونده‌های پایین استیج باید از خواننده بخواهند که کارهای جدید برای‌شان ارائه دهد که آن‌ها هم نمی‌خواهند و در نتیجه خواننده زحمت انجام کارهای متفاوت را به خودش نمی‌دهد."

شاهرخ ایزدخواه:

"در صنعت موسیقی دنیا یک شغل کلیدی به نام پرودیوسر (تهیه‌کننده) وجود دارد که این شغل در موسیقی ایران اصلاً تعریف نشده است. در ایران تهیه‌کننده به معنای تهیه‌کننده مالی وجود دارد، در حالی‌که یک پرودیوسر در موسیقی، نقشی چون کارگردان فیلم دارد و ایده را پرودیوس می‌کند. موسیقی راک شدیداً به پرودیوسر احتیاج دارد. من موسیقی راک را همیشه با فیلم مقایسه‌ کرده‌ام. وجود پرودیوسر در موسیقی ایران احتمالاً می‌تواند همکاری میان موزیسین‌های مطرح را به وجود بیاورد که این همکاری به نفع موسیقی کشور خواهد بود. بنابراین جای خالی این شغل کلیدی در موسیقی ایران به شدت حس می‌شود.شما آلبوم «نیمه تاریک ماه» ِ پینک فلوید را بدون آلن پارسونز که مهندس صدای این آلبوم بود نمی‌توانید تصور کنید."

کاوه یغمایی:

"من معتقدم که مشکل اصلی، عدم وجود رقابتی سالم در عرصه موسیقی است. این رقابت سالم زمانی به وجود می‌آید که زمینه برای کار کردن موزیسین‌های متخصصی که سال‌ها درس خوانده و تجربه کرده‌اند هم به وجود بیاید تا آن‌ها هم بتوانند کار خودشان را عرضه کنند. این افراد نباید تحت فشارهای روحی و اقتصادی قرار بگیرند و به همین خاطر قید موسیقی را بزنند. متأسفانه یک عده این‌طور قهر می‌کنند و می‌روند و یک عده‌ هم آلبوم منتشر می‌کنند و فکر می‌کنند که n تعداد طرفدار دارند، در صورتی‌که آن‌ها طرفدار ندارند و این فقط یک توهم است که در موسیقی پاپیولار ما به وجود آمده. الآن در موسیقی پاپ ایران همه سلطان و کدخدا هستند اما از کل موسیقی پاپیولاری که در داخل کشور تولید می‌شود، نمی‌توانیم حتی یک قطعه را برای چند متخصص خارجی بگذاریم تا گوش کنند."

شاهرخ ایزدخواه:

"اگر توجه کرده باشید، خود پرودیوسرها هم در ابتدا آرتیست بوده‌اند. هیچکس نمی‌تواند کارش را با پرودیوس آغاز کند. الآن یک سری گروه‌های سوئدی در آمریکا وظیفه پرودیوس آثار ۹۰ درصد خواننده‌های پاپ آمریکا مثل آوریل لاوینگ، بیانسه و جاستین بیبر را دارند. این‌ها همه موزیسین‌های دهه ۸۰ اروپا بوده‌اند. بنابراین پرودیوسرها از آرتیست‌ها به وجود می‌آیند. الآن کاوه یغمایی و شهرام شعرباف هم خودشان پرودیوسر هستند و پروداکشن هم فقط به انجام رساندن یک آلبوم نیست، بلکه به وجودن آمدن یک تیم است."

کاوه یغمایی:

"من با سیروان خسروی هم صحبت ‌کردم و متوجه شدم که سیروان هم همین معضل را دارد و به دنبال یک پرودیوسر می‌گردد اما حتی سیروان هم کسی را پیدا نمی‌کند. سیروان باید با چه کسی کار کند؟ با بچه‌هایی که با موسیقی قهر کرده‌اند؟ من چند وقت پیش که با شهرام و شاهرخ صحبت می‌کردم، این افراد در تصورشان نبود که بتوانند دوباره در ایران کار کنند. همسرم هم همینطور."

شاهرخ ایزدخواه:

"آن سازمانی که کارش ارتباط برقرار کردن میان آرتیست و پرودیوسر با اسپانسر هست هم در ایران وجود ندارد."

کاوه یغمایی:

"بحث دیگر این است که الآن چه نوع مدیاهایی برای پخش وجود دارد. تلوزیون که موسیقی راک را پخش نمی‌کند. رادیو هم که چندان تفاوتی با تلویزیون ندارد. یک سری رسانه‌های مجازی وجود دارند که آن‌ها هم باید هزینه کنید تا کار را برای‌تان تبلیغ کند. اگر شما هزینه پروموت کردن کارتان را در نظر نگیرید، کارتان وارد آرشیو آن مدیا می‌شود و در نتیجه فکر می‌کنید که مخاطب ندارید. امروز پخش آلبوم مساوی است با یک برنامه ریزی تبلیغاتی منسجم که نیاز به سرمایه دارد. این سرمایه هم از طریق جذب اسپانسر به دست می‌آید.اسپانسر هم هست البته نه در فضای موسیقی باید از مسیر خودش رفت و از آن استفاده کرد."

شعرباف:

"من سال‌ها تمام دردهایی که کاوه و شاهرخ می‌گویند را با پوست و استخوان لمس کردم. یک آلبومی را از سال ۷۸ استارت زدم. دیدم که کسی نیست این آلبوم را پروموت کند. گفتم عیبی ندارد. خودم آن را پروموت کردم و تک تک کارهایی که یک پرودیوسر انجام می‌دهد را برای آلبومم انجام دادم. کارم را جلو بردم و طرفدار هم پیدا کردم. از یک جایی به بعد به تهیه‌کننده و اسپانسر احتیاج داشتم اما تهیه‌کننده و اسپانسری که از موسیقی من حمایت کند کجاست؟ من تمام کارهایی که یک موزیسین در سال‌های مختلف انجام می‌دهد تا تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار را جذب کند، انجام دادم اما هیچکس جلو نیامد. مشکلات زیاد است خود مسئله مجوز داستانی مفصل است. جدای از این همه کارها را که انجام دهی می‌رسی به پخش که مرحله سختی است. تازه مشکل آلبوم در ایران صرفاً هم پخش نیست و همه چیز به صورت زنجیروار مشکل دارد. وقتی سرمایه‌گذار و اسپانسر پشت کار نباشد، شما ممکن است که در هر مرحله از کار به مشکل برخورد کنید."

یغمایی:

"بحث ممیزی به کنار ما می‌توانیم درباره‌اش حرف بزنیم، اما من خیلی با حرف شما موافق نیستم شهرام جان. من معتقدم که سرمایه‌گذار وجود دارد و به نظرم بخشی از مشکلات موزیسین‌های راک هم به خاطر غرور خودشان است که قهر می‌کنند و حاضر نیستند با تهیه‌کننده‌ها و اسپانسرها صحبت کنند."

منبع: سایت رسانه نوا